صعود قله توچال از کولکچال
اعضا: آیدین بزرگی(
سرپرست)، امیر
حسن پور، نیما
عنایتی، مهدی
تربتی
هواشناسی هوای جمعه را صاف همراه با باد پیش بینی کرده بود.در حالی که دو سه روزی در تهران بارندگی برف ادامه داشت. 4 نفر (نیما عنایتی,امیر حسن پور,مهدی تربتی,آیدین بزرگی)تصمیم گرفتیم روز جمعه از کلکچال به قله ی توچال را صعود کنیم.ساعت 6.5 صبح از جلوی پارک جمشیدیه در هوایی سرد به راه افتادیم.مسیر شلوغ بود و ما با سرعتی متعادل به حرکت ادامه دادیم تا ساعت 8 به پناهگاه کلکچال رسیدیم.تصمیم گرفتیم استراحت خوبی داشته باشیم تا در ادامه ی مسیر زیاد توقف نکنیم.ساعت 9 از پناهگاه خارج شدیم و و به سمت قله ی کلکچال به راه افتادیم.حرکت از داخل دره به علت ریزش بهمن بسیار خطرناک بود.به همین دلیل مجبور بودیم ابتدا قله کلکچال (3300متر)را صعود کنیم تا از خطر بهمن در امان باشیم. قبل از رسیدن به قله کلکچال، مهدی به علت مشکلی که برای کفشش به وجود آمده بود از ما جدا شد.

ساعت 11.5 به قله ی کلکچال رسیدیم. پس از مشورت در مورد زمان باقیمانده وادامه مسیر، تصمیم به ادامه صعود
گرفتیم و به سمت توچال به راه افتادیم.بر خلاف مسیری که تا آنجا آمده بودیم از این قسمت به بعد فقط خودمان بودیم و حدود 5 ساعت راه داشتیم.با حرکت از روی یال خود را به منطقه ی پیازچال رساندیم. پس از آنجا از شیب تند قله ی پیازچال (لزون شرقی) به سمت بالا حرکت کردیم. خوشبختانه باد برف را پراکنده کرده بود.پس از گذشت حدود یک ساعت, قله ی پیازچال را رد کرده وبه قله ی لزون غربی (3500متر) رسیدیم.هوا به شدت سرد بود و اجازه ی توقف نمی داد. حدود 5 دقیقه سر پا چیزی خوردیم و به مسیر ادامه دادیم. سرعت حرکت خوب بود ولی برف کوبی و باد توان زیادی از ما میگرفت. هوا در سایه حدود 15 درجه زیر صفر بود و اگر آفتاب نبود شدت سرما کاملا احساس می شد.
در میان مسیر به یک گرده ی سنگی برخورد کردیم که در تابستان از زیر آن عبور میکنند اما عبور از آن در این فصل مستلزم بریدن بهمنی بود که به درون دره ی ایگل سرازیر می شد.از بالاترین نقطه ی ممکن و به اصطلاح از تاج بهمن آن را بریدیم تا اگر ریزش کرد بر روی خودمان نریزد.همانطور که قابل پیش بینی بود در انتهای کار بهمن سرازیر شد.خوشبختانه فاصله ی نفرات از هم و محل بریدن بهمن به شکلی بود که کسی آسیب نمی دید. ادامه ی این کار بسیار خطرناک بود و ما مجبور بودیم رگه های سنگی را بالا و پایین برویم تا این گرده را رد کنیم. سرانجام بعد از حدود 45 دقیقه مسیری را که در تابستان 5 دقیقه وقت می گرفت گذراندیم و به روی یال برگشتیم.

این مسیر به علت طولانی بودن در زمستان طرفداری ندارد. ما هم پس از حدود 10 ساعت تلاش ساعت 4.5 به قله رسیدیم.تله کابین تعطیل بود و هوا هم رو به تاریکی میرفت.مه شدیدی هم اطراف را گرفته بود.بدون معطلی به راه افتادیم و بدون دیدن اطراف,مسیر تیرکها و پاکوب را در برف ادامه دادیم تا بعد از حدود 1.5 ساعت ناگهان از مه خارج شدیم.بعد از اینکه مدتی در تاریکی به اطراف نگاه کردیم متوجه شدیم که در دره ی اوسون هستیم.از اینکه می دانستیم کجاییم خوشحال بودیم!با ادامه ی مسیر پس از حدود 14 ساعت, ساعت 8 به سلامت به میدان سربند رسیدیم.
گزارش : آیدین بزرگی




















